دلم گرفته خدا

خرید بک لینک
سلام .....این یه چالشالان داشتم وبلاگ سامی رو میخوندم خیلی وقته ازش خبری نیست ان شاالله هر جا هست سالم باشه .....یکی از مطالب وبلاگش خواسته بود هر کس میاد یه نامه برا خودش بنویسه و این الان بنظرم خیلی جالب اومد بیاید ادامه بدیم این چالشو هر کس یه نامه برای خودش بنویسه اینجا مخاطبا فقط چند نفریم پس لطفا یه نامه مشت برا خودمون بنویسم از خودم شروع میکنم :این نامه اون زمانم .....سلام خانم ....خوبی .....چقدر پیر شدی ....چقدر اروم و بیصدا ......دیگه اون هیجان و شیطنت های قبلی درونت نیست .....چی به روزت اومده ......میدونم روزگار اصلا خوب باهات کنار نیومده .....میدونم اصلا زندگی اونی که فکر میکردی نشده ولی خدا بزرگه .....راستی چرا اینقدر چاق شدی ....اوه اوه داره میترکه خو کمتر بخور ...اینو ببین ...برگرد......یادته چقدر شادو شیطون بودی ....دوباره همون مهناز شو بیخیال زمونه .......میشه ؟؟؟؟؟؟؟اینم نامه الانم ........سلام مهناز ...خوبی ....میدونم چه حالی میدونم از اون خوبهایی هستی که وقتی میگی خوبی با یه آه از دلت همراهه .....میدونم روزگار خوب باهات نساخته ...زندگی اصلا اونی که انتظارشو داشتی نیست ..میدونم به هیچکدوم از آرزوهات نرسیدی ولی زنده ای نفس میکشی و زندگی میکنی حکایتت حکایت ماهی تو لیوان فقط زنده ایم...... البته بی انصافی خوبیهای زندگیو نبینی ..یه همراه خوب داری که خیلی صبرش خوبه دلم گرفته خدا...

ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 2:21

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!::)ببرم بخوابانمش!لحاف را بکشم رویش!دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!حتی برایش لالایی بخوانم،وسط گریه هایش بگویم:غصه نخور خودم جان!درست می شود!درست می شود!اگر هم نشد به جهنم...تمام می شود...بالاخره تمام می شود...!!!****************من نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهی که بلغزد بر منمن خودم بودم و یک حس غریبکه به صد عشق و هوس می ارزیدمن خودم بودم و دستی که صداقت می کاشتگر چه در حسرت گندم پوسیدمن خودم بودم و هر پنجره ایکه به سرسبزترین نقطه بودن وا بودوخدا می داندسادگی از ته دلبستگی ام پیدا بودمن نه عاشق بودمو نه دلداده گیسوی بلندو نه آلوده به افکار پلیدمن به دنبال نگاهی بودمکه مرا از پس دیوانگی ام می فهمید... دلم گرفته خدا...

ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 2:21

سلامدقیقا میشه گفت 11سال پیش تو این روزا من چه حالی داشتم ....حالی پراز دوست داشتن و دوست داشته شدن ....حالی پراز قشنگی و تکاپو ..... چقدر زود گذشت .......11سال پیش تو این شب و فرداشب من پراز انرژی بودم پر از شادی ........ابوذر جان اگر چه میدانم احتمالا اصلا حوصله اینو نداشته باشی که بیای وب و بخوای مطلب بخونی...... اگر چه میدونم شاید خودم بایدصفحه رو برات بازکنم وبخونم تا گوش بدی یا بخونی..... بحر حال پس از 11سال اگذشت از عقدمون بهت میگم همچنان اگر بخوام برگردم به دوران گذشته شاید حاضر نباشم دیگه عروسی کنم اونم بخاطر شرایط خودمه که تو هم دلیلشو میدونی ولی اگر قراره کسیو انتخاب کنم تو رو انتخاب میکنم ...میدونم و همه کسانی که اطراف ما هم هستن این موضوع و میدونن که تو خیلی صبورترو بهتر از منی همه میدونن من چه ادم بی اعصاب هستم ولی تو منو تحمل کردی ازت ممنونم خیلی ..خوشحالم که امروزم و کنار تو میگذرونم ....میدونم تو زندگیت با من خیلی سختی کشیدی و هنوزم به ارامش نرسیدی میدونم من اصلا زن خوب و همراهی برات نبودمو نیستم ولی تو خیلی منو تحمل میکنی .....امیدوارم به همه خواسته هات برسی ......خدا به همه زندگیها کمک کنه به زندگی ماهم نگاهی ان شاالله ....سالگرد بهم رسیدنمون مبارک همسر و همراه من در زندگی ........ دلم گرفته خدا...

ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 5:08

دلتنگی یعنی اینکه : بشینی با خاطراتت با مادرت فکر کنی......آن وقت یک لبخند زیبا روی لبت بیاد .....ولی چند لحظه بعد شوری اشک های لعنتی شیرینی اون خاطره رواز یادت ببره ......

مادرم دلتنگتم خیلی دلتنگم با تمام وجودم نبودتو حس میکنم .........دلتنگم

دلم گرفته خدا...

ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 5:08

صفحه بندی